محمد بن أحمد الفاسي المكي ( مترجم : محمد مقدس )
81
شفاء الغرام بأخبار البلد الحرام ( فارسى )
مسير حركت اوس و خزرج به مدينه و غسّان به شام را بيان مىكند : فما هبطنا بطن مرٍّ تخزّعت * خزاعة منّا فى حلول كراكر حموا كل وادٍ فى تهامة واحتموا * بصُمِّ القنا والمرهفات البواتر فكان لها المرباع فى كلّ غارة * بنجد وفى كلّ الفجاج الغوابر ونحن ظللنا فى اجتهاد وهجر * وأنصارنا جند النبىّ المهاجر وى در ادامه ، بقيه اين اشعار را كه شامل نه بيت است و در بردارندهء مطالبى در ستايش از انصار و غسّان مىباشد ، ذكر كرده است . توليت خزاعه بر مكه در زمان جاهليت فاكهى مىگويد : ابنابىسلمه و ابناسحاق در حديث خود آوردهاند : كارها همچنان در اختيار جرهمىها و غبشان و بكر بود تا اين كه با هم درگير شدند و بكر و غبشان بر ايشان پيروز گشتند و آنان را از آن جا بيرون كردند و از مكه به اطراف ، تبعيد نمودند و توليت كعبه و مكه را در اختيار گرفتند . زبير و ديگر مورخين دربارهء علت ولايت خزاعه بر كعبه مطالبى مغاير با گفتهء ابناسحاق دارند و آن اين كه زنى از خزاعه به نام قدامه با مردى از خاندان اياد بن نزار ازدواج كرده بود . هنگامى كه آنها در زمان خارج شدن از مكه و رفتن به عراق ، حجرالاسود را - كه نمىتوانستند با خود حمل كنند - به خاك سپردند ، آن زن اين صحنه را ديده بود . همچنان كه پيش از اين گفته شد ، آنان حجرالاسود را بر هر مركبى سوار مىكردند ، از رفتن باز مىماند . در پى چنين رويدادى ، مضرىها حجرالاسود را دفن كردند و اين امر بر آنان گران آمد و آن زن به اين موضوع پى برد و به قوم خود دستور داد كه از مضرىها پيمان گيرند كه پردهدارى كعبه را به ايشان دهند تا در ازاى آن ، محل دفن حجرالاسود را نشان دهد . آنها چنين كردند و مضرىها نيز موافقت كردند و زن محل حجرالاسود را نشان داد و حجر را از پاى درختى كه زير آن دفن شده بود ، بيرون آوردند